الجدليين ; فإنه لا يقابل بغير السكوت ، وربّ سكوت أبلغ من نطق ، ومن ثمّ رجع إليه إسحاق ، ولو كان السكوت لقيام الحجة لأكدّ ذلك ما عند إسحاق ، فافهم ما نلقي إليك ( 1 ) .
از اين عبارت ظاهر است كه شافعي به جواب إسحاق بن راهويه - كه بر عدم طهارت جلود ميته به دباغت استدلال كرده به حديث ابن عكيم كه در آن نهى از انتفاع به اهاب وعصب ميته مذكور است - سكوت نمود ، واين سكوت را سبكى حمل كرده بر آنكه اعتراض إسحاق فاسد الوضع بود ، وقابل آن نبود كه مقابله آن به غير سكوت كرده شود ، واين سكوت شافعي تسجيل واثبات واظهار اين معناست كه : اعتراض إسحاق فاسد الوضع است ، واستحقاق جواب ندارد ، ونزد جدليين مقرر است كه : مقابله خارج از مبحث به غير سكوت نمىشود ، وگاه است [ كه ] سكوت أبلغ از نطق مىباشد ، پس همچنين سكوت صحابه عظام در اين مقام از انكار وملام بر آن محرّم حلال عهد حضرت خير الأنام - صلى الله عليه وآله الكرام - [ را ] حمل مىكنم بر آنكه : چون كلام آن امام لئام فاسد الوضع والنظام بود ، مقابله آن به سكوت كردند ، واز ايضاح واضح اعراض نمودند كه خودش اعتراف به اباحه متعه در زمان آن حضرت مىنمايد ، وباز حرف نهى وتحريم آن كه
هامش
1 . [ الف ] 139 / 400 قوبل على أصل طبقات السبكي . [ طبقات الشافعية الكبرى 2 / 91 - 92 ] .