دفع طعن تواند كرد ، والا جميع ملاحده ومنكرين شرائع را در هر مسأله كه مخالفت دين وقرآن وسنت كردهاند ، همين جواب كفايت خواهد كرد كه : هذه مسألة اجتهادية .
سبحان الله ! رازي را با آن همه تطويل واسهاب وايضاح واضحات در اين مقام چنين هواي اختصار در سرگرفته كه أصلا بيان مقصود هم نمىكند !
بالجملة ; مىبايست كه سندى براي جواز منع أهل بيت از خمس ذكر مىكرد ، ومجرد ذكر اين معنا كه : ( اين مسأله اجتهاديه است ) نفعي به أو نمىرساند ، وبراي اثبات عدم جواز منع سهم ذوى القربى وبطلان اسقاط [ آن ] ، كلام خودش در " تفسير " كافى ووافى است ، حاجت به سند ديگر نيست .
وهرگاه حسب اعتراف أو لزوم ووجوب اعطاى سهم ذي القربى از آية كريمه ثابت شد ، وعدول از آن جايز نشد ، بلكه ايمان به حق تعالى به غير حكم به اين قسمت كه اعطاى سهم ذوى القربى از جمله آن است حاصل نشود ، پس هوس دفع طعن از عمر در سر كردن از عجائب تهوسّات واختباطات است . ‹ 828 ›
سبحان الله ! در " تفسير " به اين شدّ ومدّ وجوب ولزوم اعطاى سهم ذوى القربى ثابت مىسازد ، ودر " نهاية العقول " به سبب كمال انهماك در عصبيت ومخالفت حق ومزيد عناد ولداد تجويز منع خمس از أهل بيت
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 59
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٥٩