تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
اما آنچه گفته : وعمر نيز قول هر كس را در ذهن خود مىسنجيد . پس اگر غرض آن است كه : چون صد قول مختلف در حدّ خمر از صحابه صادر شده ، وعمر اين صد قول مختلف را در ذهن خود سنجيده ، به اين سبب نسبت صد قضية مختلفه در حدّ خمر به عمر روا باشد ، واعتراضى بر آن لازم نيايد . پس مىپرسيم كه : غرض از سنجيدن عمر اين أقوال را در ذهن خود چيست ؟ آيا غرض آن است كه تصوير اين أقوال در ذهن خود مىكرد ، وتخييل دلايل آن مىنمود كه كدام قول راجح است وكدام مرجوح ؟ پس وارد مىشود بر آن : أول : آنكه حال ذهن عمر ، مخاطب را از كجا معلوم شد ؟ ! وسابقاً مكرراً ومؤكّداً اطلاع را بر قصد واراده كسى محال دانسته به اين علت كه آن از افعال قلوب است ، واطلاع بر افعال قلوب خاصه خداى تعالى است ( 1 ) . وثانياً : از محض تخييل دلايل وسنجيدن أقوال مختلفه نسبت صد حكم مختلف به عمر چگونه صحيح خواهد شد ؟ چه اگر كسى أقوال مختلفه را به خاطر آرد ودلايل آن را بسنجد ، هرگز كسى نسبت اين أقوال مختلفه به أو نخواهد كرد ، ونخواهد گفت كه : أو در فلان مسأله صد حكم مختلف داده ،
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 292 ، 297 ( طعن دوم وششم از مطاعن عمر ) .