پس حيرت است كه مخاطب از تكذيب خلافت مآب هم شرمى واستحيايى نمىكند ! كاش اگر از تكذيب كتاب وسنت مبالات نداشت ، از تكذيب خلافت مآب - كه به اهتمام تمام اغناى سنت از آرا واهوا بيان مىفرمايند - استحيا مىساخت ، وتطبيق اين همه تشنيعات وتقبيحات خلافت مآب بر خود نمىپرداخت .
ولله الحمد كه از اين ارشاد باسداد خلافت مآب كمال شناعت وفظاعتِ اختلاف واضطراب خودشان در فتواى جدّ كه به سبب كمال انهماك في الحكم بالرأي نوبت فتاواى آن به صد تا رسيده نيز به مرتبه اتمّ ظاهر شده ، در حقيقت اين ارشادشان موضوع براي اخبار از حال پر اختلال خودشان وامثالشان است ، فاستبصر . . وكن من الشاكرين .
اما آنچه گفته : لابد در تقدير أو أقوال مختلفه به خاطر صحابه مىرسيد .
پس بر تقدير تسليم ، اين تقدير هيچ نفعي به أو نمىرساند ، بلكه بطلان مفتريات سنّيه در تجويز وتحسين وامر اقتدا به صحابه به غايت وضوح ثابت مىگرداند كه هرگاه حضرات صحابه در يك مسأله جزئيه صد حكم مختلف داده باشند ، محال عقل است وخلاف نقل كه حضرت رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) حكم به اقتداى ايشان فرمايد ، پس در حقيقت مخاطب با اين توجيه حضرات صحابه را هم با خلافت مآب رسوا ساخته !
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 478
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٤٧٨