اما آنچه گفته : در بعضي روايات ايشان لفظ ( حدّ الخمر ) واقع است .
پس چون نشان كتاب نداده ، لايق جواب نباشد .
اما آنچه گفته : به هر تقدير چون اين عبارت به گوش أهل سنت نرسيده ، محتاج به جواب دادنش نباشند .
پس دانستى كه عبارت دالّه بر صدور صد قضية مختلفه در جدّ از خلافت مآب در كتب معتبره أهل سنت موجود است ، وبه گوش أئمة وأساطين أهل سنت رسيده ; اگر به گوش مخاطب كثير الاطلاع ! نرسد ضررى ندارد .
اما آنچه گفته : حدّ خمر از روى كتاب وسنت قدر معين نداشت .
پس تكذيب اين دعوى واهى سابقاً به وجه شافى مبين شد ( 1 ) ; وادعاى عدم مقدر بودن حدّ خمر از روى كتاب وسنت به حقيقت تكذيب كتاب وسنت است كه هر دو دلالت دارد بر آنكه جميع احكام در سنت وكتاب مبيّن شده ، وحاجت به آرا واهوا باقي نمانده ; بلكه اين ادعا در حقيقت تكذيب خود خلافت مآب است كه از كلام خود أو هم سابقاً ظاهر شده كه :
أصحاب رأى أعداء سنت اند كه به سبب عجز ودرماندگى حفظ سنن
هامش
1 . مراجعه شود به طعن چهارم عمر .