قوشجى آن را به ( حا ) خوانده ، وبه جاى لفظ ( قضية ) لفظ ( قضيب ) آورده كما سبق سابقاً ( 1 ) ، پس در حقيقت مصدر اين تحريف وتصحيف بعض علماى أهل سنت باشند .
وبنابر اين بالفرض اگر كسى از شيعه لفظ حدّ - به ( حاى مهمله ) - خواند ، بنابر صنيع ملاعلى قوشجى مورد طعن نمىتواند شد كه بناى كلام أو بر الزام خواهد بود .
ونيز مخفى نماند كه از اين كلام مخاطب ظاهر مىشود كه لفظ جدّ را به ( حا ) خواندن يا به ( جيم ) تصحيف است ، ويكى از اين دو احتمال صحيح است واحتمال ديگر باطل ; وظاهر است كه اگر اين روايت از أصل افترا باشد ادعاى تصحيف در آن معناى نداشت كه تصحيف عبارت از غلط كردن امر صحيح است ، پس بنابر اين ظاهر خواهد شد كه اين روايت كذب وافترا نيست ، چنانچه مخاطب سابقاً ولاحقاً اشعار وتصريح بر آن كرده .
واگر بگويد كه : ادعاى تصحيف در اين روايت بر حسب روايت شيعه است كه در اصلِ روايتِ ايشان يكى از دو احتمال صحيح بود ، وبعضي از ايشان به تصحيف احتمال ديگر پيدا كردند ; پس بنابر اين ادعا مىبايد دليلي اقامه كردن ، وبينه مقبوله مىبايد ثابت نمودن كه كدام احتمال در أصل به روايت ايشان ثابت شده ، وكدام كس از علماى ايشان تصحيف آن كرده .
هامش
1 . شرح تجريد العقائد للقوشجي : 374 .