تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
اين عمل نمايند ، حال آنكه عقل بالبداهة مىداند كه زمان امر سيال غير قارّ است ، هرگز جزءِ أو ثبات وقرار ندارد ، واعاده معدوم محال ، وشهادت حضرت امام در روزى شده بود كه اين روز از آن روز فاصله هزار ودو صد سال دارد ، اين روز را با آن روز چه اتحاد وكدام مناسبت ، وروز عيد الفطر وعيد النحر را بر اين قياس نبايد كرد كه در آنجا مايه سرور وشادى سال به سال متجدد است ، يعنى اداى روزه رمضان واداى حج خانه كعبه كه شكراً للنعمة المتجدّده سال به سال فرحت وسرور نو پيدا مىشود ، لهذا أعياد وشرايع بر اين وهم فاسد نيامده ، بلكه أكثر عقلا نيز نوروز ومهرجان وأمثال اين تجددات وتغيرات آسمانى را عيد گرفته‌اند كه هر سال چيزى نو پيدا مىشود ، وموجب تجدد احكام مىباشد . وعلى هذا القياس تعيّد به عيد شجاع الدين وتعيّد به عيد غدير وأمثال ذلك مبنى بر همين وهم فاسد است . ( 1 ) انتهى . اين عبارت چنانچه مىبينى دلالت صريحه دارد بر آنكه : تعيّد به عيد نوروز از أكثر عقلا واقع شده ، بلكه انحصار حكم بر نوروز نيست ، أمثال آن ديگر تجددات آسمانى را نيز أكثر عقلا عيد مىگيرند ، وتعيّد به آن موافق عقل است ومطابق تعيّد به عيد الفطر وعيد النحر كه أسباب فرح وسرور در اين أمور سال به سال متجدد مىشود ، وتجدد چيزى هر سال موجب تجدد
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 351 .