در ياوگى وتهجين وتقبيح عيد نوروز ، وتضايل وتشنيع وتهجين مرتكبين آن ، ندامت وخجالت رو داده ! از اين همه خرافات دست برداشته ، به مفاد : ( الكذوب لا حافظة له ) در ما بعد تعيّد را به عيد نوروز موافق عقل ومخالف وَهْم قابل تهجين دانسته كه آن را به أكثر عقلا نسبت كرده ، وجه آن را به نظر رضا وقبول ديده ، ودر سلك عيد الفطر وعيد النحر كشيده ، چنانچه در باب يازدهم ، در نوع پانزدهم از أوهام كه آن را به أهل حق نسبت كرده - بعد طعن وتشنيع بر ماتم ونوحه روز عاشورا ، واستهزا وستم ظريفى ( 1 ) بر آن كه بطلان آن ونهايت شناعت آن از فتاواى أكابر أئمة سنيه به عيد ولادت ‹ 951 › با سعادت جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ظاهر است ، افاده نموده كه : أكثر عقلا نوروز ومهرجان وأمثال اين تجددات وتغيرات آسمانى را عيد گرفتهاند ، وعبارتش به اتمام چنين است :
نوع پانزدهم : أمثال متجدده را يك چيز بعينه دانستن ، واين وهم خيلى بر ضعيف العقلان غلبه دارد حتّى كه آب دريا وشعله چراغ وآب فواره را أكثر اشخاص يك آب ويك شعله خيال كنند ; وأكثر شيعه در عادات ، منهمك اين خيال اند ، مثلا روز عاشورا در هر سال كه بيايد آن را روز شهادت حضرت امام حسين ( عليه السلام ) گمان برند ، واحكام ماتم ونوحه وشيون وگريه زارى وافغان وبي قرارى آغاز نهند ، مثل زنان كه هر سال بر ميت خود
هامش
1 . كذا .