مقرر كند ، وآن را مستحب ومشروع بالخصوص گرداند ، بلا شبهه أو مبتدع في الدين است ، مثلا صوم على الاطلاق مستحب است ، واگر كسى صوم يومى مخصوص را مقرر گرداند ، ومردم را به آن امر كند ، وآن را بخصوصه مشروع ومستحب اعتقاد كند ، بلا شبهه اين معنا بدعت حرام وضلال بحت خواهد بود .
اما مخالفت اين با شرع : پس از اين جهت است كه أحاديث أهل سنت دلالت دارد بر آنكه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) از خواندن نماز نافله به جماعت راضى نبوده ، وچون عمر ‹ 933 › اين صلات را با جماعت مقرّر كرده ، مخالفت با شرع متحقق گرديد .
ومقدار تعصب أهل سنت بايد دريافت كه درباره صلات تراويح - كه به اعتراف محققين ومتدينين ايشان در زمان جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نبوده ، ونه آن جناب آن را خوانده ، وحضرت عايشه هم نفى آن كرده - چونكه عمر اختراعش كرده باوصفى كه خودش نمىخواند ، بلكه تركش بهتر مىدانست - كما صرحّ به علي القارى ( 1 ) - چنان بعض ايشان غلو كردهاند كه بلا وسواس فتوى دادهاند كه اگر أهل بلده ترك صلات تراويح بكنند قتال ايشان بايد كرد !
شيخ عبد الحق در كتاب " ما ثبت بالسنة " ( 2 ) گفته :
هامش
1 . كلام أو صفحه 369 خواهد آمد .
2 . لا زال مخطوطاً حسب علمنا ، ولم نتحصل على خطيته . قال في إيضاح المكنون للبغدادي 2 / 419 : ما ثبت بالسُنّة في أيام السَنة ; للشيخ عبد الحق الدهلوي .