بالجملة ; مقام تأمل است كه عمر صلات تراويح را به صراحت تمام بدعت مىگويد ، ومخاطب تحميق وتسفيه أو نموده ، مىفرمايد كه : آن را بدعت نبايد گفت !
معلوم نيست كه آيا صدور اين قول را از عمر انكار خواهد نمود ، وتكذيب أصح صحاح خود خواهد نمود ; يا داد تبحر وتحقيق داده ، انكار ثبوت اين كلمه خواهد نمود ; ويا آنكه ديده دانسته دست از أطاعت وانقياد فرمانش خواهد برداشت ؟ !
واز إفادات امام شافعي وعزّ الدين بن عبد السلام ونووى وكرمانى وسيوطى نيز به اطلاق بدعت بر اين صلات واضح است ، پس اين افاده مخاطب چنانچه تسفيه وتحميق خليفه ثاني است ، همچنين تجهيل وتحقير اين أساطين نحارير [ است ] وناهيك به خزياً ( 1 ) وخساراً .
اما آنچه گفته : واگر بدعت نامند ، بدعت حسنه خواهد بود نه بدعت سيئه .
پس مدفوع است :
أولا : به اينكه هر بدعت به نصّ شارع مذموم وملوم است ، پس هيچ بدعتى را به حسن وصواب وصف نتوان كرد .
هامش
1 . در [ الف ] ( خزياً ) خوانا نيست ، شايد چيز ديگرى باشد .