پس اين مذهب را با حواله نمودن عمر خمس را به جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) وعباس يك مشت چه ربط است ؟ !
وبه تقسيم آن جدا جدا [ چه ] منافاة ؟ !
دوم : آنكه مخاطب را در وقت تحرير اين مقام مثل ديگر مقامات اختلال دماغ وسكر وبىحواسى رو داده كه خودش نقل مىكند كه : ( نزد شيعه هر كس كه امام باشد نصف خمس را خود بگيرد ) ، وظاهر است كه سهم ذي القربى داخل اين نصف است ، وبعد نقل اين مذهب ، تقسيم عمر را با مذهب أكثر اماميه بسيار چسبان مىگويد ، وخودش نقل مىكند كه : ( عمر يك مشت حواله حضرت عباس وحضرت على [ ( عليه السلام ) ] مىكرد ) حال آنكه بديهي است كه بنابراين مذهب - كه خودش از أهل حق نقل كرده - دادن سهم ذي القربى به عباس أصلا وجهي از جواز ندارد ; زيرا كه بنابراين مذهب سهم ذي القربى خاصّ به امام وقت است ، وامام وقتِ عمر ، جناب أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) بود ، پس سهم ذي القربى مختصّ به آن جناب باشد ، ودادن آن به عباس أصلا وجهي از جواز ندارد .
وقبل از اين مخاطب گفته است كه :
در روايات مفصله مذكور است كه عمر بن الخطاب حصّه ذوى القربى [ را ] از خمس جدا كرده ، نزد خود مىگذاشت ونام به نام وخانه به خانه تقسيم نمىكرد ، بلكه يك مشت حواله حضرت على [ ( عليه السلام ) ] وحضرت عباس
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢٢٢