تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
ردّ نكرده خواهد شد بر ما گاهى ) ، واين هم صريح است در عدم رضاى عباس به محروم ساختن أو از حقش ووقوع حرمان أو از حقش ، پس عمر بلا شبهه به محروم ساختن عباس از حقش به دلالت اين روايت مطعون باشد . ودر ايراد عباس ضمير متكلم مع الغير در ( حرمتنا ) و ( علينا ) و ( لنا ) دلالت است بر آنكه : در اين ماجرا حق أو وحق غير أو دستخوش اتلاف واضاعه گرديده . وعلاوة بر اين همه آنچه مخاطب گفته كه : اگر چه حضرت عباس بعد برخاستن از آن مجلس حضرت على ( عليه السلام ) را تخطئه فرمود وگفت : غلط كرديد كه از دست خود به فقرا نداديد ودر قبض خود نياورديد ، مِنْ بعد خلفا به دست آويز آنكه شما از خود موقوف كرديد ، اين حصّه را به شما نخواهند داد . انتهى . صريح است در نهايت عدم رضاى عباس به اسقاط حق ذوى القربى ، ودليل قاطع است بر تخطئه وتغليط به اسقاط حصّه ذي القربى ونگرفتن آن ، پس خطاى عمر در اسقاط حصّه ذوى القربى - كه به دلالت روايت شافعي ، خود خواهان آن گرديده ، وتحريص وترغيب جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) بر ترك آن نموده - بالأولى متحقق خواهد شد ، وجور وظلم أو به درجه كمال ظاهر خواهد شد .