كرده ( 1 ) - مذكور است ، واز آن ظاهر است كه جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) حق خودشان را از خمس در كتاب خدا ثابت مىدانست ، وطلب ولايت تقسيم آن از جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ، به خوف نزاع ‹ 879 › منازعين بعد آن حضرت فرموده تا كسى با آن جناب در اين باب نزاع نكند ، وجناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) درخواست آن حضرت به شرف قبول مشرف فرموده ، حسب مأمول آن حضرت توليت تقسيم حق خمس به آن جناب فرمود ; پس قطعاً وحتماً حسب تصريح جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) وتقرير جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) وعمل آن جناب حسب مراد حضرت أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ثابت شد كه : حق ذوى القربى در خمس ثابت ومتحقق بود ، وجناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) رفع نزاع منازعين در آن خواسته ، پس جواز اسقاط سهم ذي القربى كه مخاطب نيز هوس اثبات آن دارد وناحق كوشان سنيه خلفاً عن سلف دادِ اتعاب نفوس در اثبات آن دادهاند ، كذب محض وخرافه صرف است .
دوم : آنكه لفظ : ( فعزل حقّنا ) كه در روايت أبو داود وأبو يوسف مذكور است ، نيز صريح است كه : جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) در خمس حق خود را ثابت ومتحقق مىدانست ، وثبوت حق آن جناب در خمس دليل قطعي بر لزوم ووجوب وعدم جواز اسقاط آن است ، پس ادعاى جواز اسقاط كذبى است از اعتبار ساقط وبهتانى از پايه اعتماد هابط .
هامش
1 . قبلا از إزالة الخفاء 2 / 126 گذشت .