باشند وبه فقرا داده ; باز هم طعن از ايشان ساقط نمىشود كه مخالفت جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) در اين صورت هم لازم مىآيد .
چهارم : آنكه قول أو : ( وهو خلاف ما تقدم منه . . إلى آخره ) ، صريح است در اينكه خلفا ، أقارب جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را خمس ندادند ، بلكه قسمت آن را در سه حصه منحصر گردانيدند .
پنجم : آنكه از قول أو : ( مع أنه لم يعرف إعطاء عمر بقيد الفقراء ( 1 ) ) . ظاهر است كه تخصيص روايات اعطا به فقرا غير صحيح است ، پس بنابر اين هم تطبيق مخاطب باطل باشد .
ششم : آنكه از قول أو : ( كيف والعباس كان ممّن يعطى . . إلى آخره ) . صريح است كه بنابر روايات اعطا ثابت مىشود كه عمر به بعض اغنياى ذوى القربى هم داده ; پس ثابت شد كه اغنياى ذوى القربى هم مستحق خمس ‹ 872 › بودند ، وعمر به ايشان هم خمس داده .
پس تطبيق مخاطب پا در هوا گرديد وبطلان ادعاى عدم استحقاق اغنياى ذوى القربى خمس را - كه از عبارتش ظاهر است - واضح شد .
بالجملة ; اين عبارت ابن همام به چندين وجه كه بر ناظرِ متأمل مخفى نيست بر بطلان تطبيق مخاطب دلالت واضحه دارد .
هامش
1 . في المصدر : ( الفقر ) ، كما مرّ قريباً .