تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
دهم : آنكه اگر تسليم كنيم كه عمر على الاطلاق ذوى القربى را از خمس محروم نساخته ، بلكه يا در بعض أيام محروم ساخته نه در جميع أزمان خلافت خود ; ويا آنكه بعض ذوى القربى را محروم ساخته نه كلّ ايشان را ، باز هم طعن از عمر ساقط نمىشود ; زيرا كه چون محروم ساختن ذوى القربى ‹ 855 › از حقّ ايشان ظلم وجور صريح است ، لهذا قدح در عدالت وامامت أو متحقق خواهد شد گو يك دفعه مرتكب آن شده باشد ، وگو يك مستحق را از حق أو بازداشته . اما آنچه گفته : وتحقيق اين امر آنچه از تفحص روايات معلوم مىشود آن است كه : أبو بكر وعمر حصه ذوى القربى [ را ] از خمس برمىآوردند . . . إلى آخر . پس مخفى نماند كه مخاطب در اينجا داد تلبيس وتدليس وتخديع عوام كالانعام ، بلكه كذب وافترا وبهت بحت ودروغ بي فروغ داده ! خواسته كه سعى وافر در تخليص گلوى شيخين از طعن به تقديم رساند ، وموافقت فعل شنيع ايشان را با فعل جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) در أذهان بي بصيرتان راسخ گرداند ، وظاهر نمايد كه : هرگز از ايشان مخالفت با جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) واقع نشده ، وچنانچه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) خمس را به ذوى القربى مىداد همچنان شيخين به ايشان مىرسانيدند . واين معنا بهتان صريح وكذب محض ومخالف روايات وإفادات علماى أهل سنت است ، وبسيارى از روايات ايشان به نداى جهوري ندا مىكند به