تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
گفت شافعي در جديد ( 1 ) : پس خبر دادم من به اين حديث عبد العزيز بن محمد را ، پس گفت : راست است ، بود جعفر كه چنين حديث مىكرد ، پس آيا حديث نكرد تو را از پدر خود از جد خود ؟ گفتم : نه . گفت : گمان نمىكنم ( 2 ) اين روايت را مگر از جدّ أو . گفت شافعي : آيا جعفر - يعنى امام جعفر صادق ( عليه السلام ) - شناساتر وموثق تر است به روايت حديث پدر خود يا ابن إسحاق ؟ گفت : بلكه جعفر [ ( عليه السلام ) ] شناساتر وموثق تر است . انتهى . وغرض شافعي از اين كلام آن است كه : از اين حديث ثابت مىشود كه جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) سهم ذي القربى را ثابت مىدانست ، واسقاط آن نكرده بود ، وبر مسلك شيخين نرفته ، بلكه خمس را براي ذوى القربى ثابت مىدانست ، ومىفرمود كه : « آن حق ايشان است » ، وبه وقت محاربه معاوية سؤال كرده از ايشان كه : « اگر خواهيد ( 3 ) به خشنودى حق خود را ترك كنيد » ، واين كلام دلالت واضحه دارد كه آن جناب براي ذوى القربى سهمى واجب و
هامش
1 . شافعي پس از آنكه به عراق رفت وبا شاگردان أبو حنيفة وبه خصوص محمد بن حسن شيبانى وديگر فقهاى عامه برخورد نمود ، نظريات جديدى در فقه ارائه داد كه تفاوت بسيارى با نظرات قبلي اش داشت . از نظريات قبلي أو به مذهب قديم وقول قديم ; واز نظرياتى كه پس از اين سفر داشت به مذهب جديد وقول جديد ياد مىكنند . رجوع شود به الرحلة في طلب الحديث للخطيب البغدادي صفحة : 24 . 2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( مىكنم ) آمده است . 3 . در [ الف ] اشتباهاً : ( خواهند ) آمده است .