مبيّن بر زبان رسول [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] يا مبيّن به فعل أو ، آيا استغنا نمىشود از اين كه سؤال كنند از ما بعد آن حضرت ؟ ! آيا نمىدانى كه فرض بر أهل علم اتباع آن حضرت است ، گفت آن گوينده : بلى مىدانم . گفتم : پس ما بينيم سهم ذي القربى را مفروض در دو آية از كتاب خدا [ و ] مبيّن بر زبان رسول [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] ومبيّن به فعل أو ، به ثابت تر آن چيزى كه مىباشد از اخبار مردم . . . إلى آخر .
از اين عبارت شافعي ظاهر است كه : سهم ذوى القربى در دو آية از آيات الهى مفروض شده ، بر قول جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) وفعل آن حضرت مبيّن شده ، وثبوت آن به درجه قصوى رسيده ، ورواة آن ثقات ومعتمدين اند واين سنت سهم ذي القربى به حدى در صحت رسيده كه هيچ سنتي كه به فرض كتاب وصحت مخبرين باشد ، زيادة تر از آن در ثبوت نيست ، پس به غايت غريب است كه شيخين چنين سنّت سنيّه را درهم وبرهم ‹ 846 › نمودند ، وأصلا كتاب وسنت را مانع از اجراى اهواى خود ندانستند .
وداد انصاف داده در اين مقام شافعي كه گفته : ( إذا كان الشيء . . ) إلى آخره . كه از اين كلام أو ظاهر است كه چون سهم ذي القربى در كتاب خدا منصوص شده ، وبه لسان مبارك جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) وفعل آن حضرت مبيّن شده ، لهذا حاجتي بدان نيست كه از فعل شيخين در اين باره سؤال كنند . وغرضش آن است كه اگر عمر خلاف آية وارشاد وفعل جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) كرده باشد ، فعل أو لياقت حجيت واعتماد ندارد .
واز اينجا بايد دريافت كه شناعت فعل عمر به حدّى رسيده كه چار
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 108
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص١٠٨