نمودن وفنون دانشمندى وتوجيه خرج كردن ، مناسب حال أعاظم أهل ايمان نيست ، ايشان را غير از تسليم وانقياد به ظاهر ألفاظ هيچ راست نمىآيد .
پس مدفوع است به چند وجه :
أول : اينكه استعمال أنواع وأصناف فنون دانشمندى در تفسير وتوجيه آيات قرآني - هرگاه موافق حق باشد - دليل كمال ايمان است نه منافى آن ; وچون مخاطب از مرتبه عاليه علم وفضل وتوجيه وتأويل آيات وأحاديث وتفسير وتبيين آن عاجز است ودر مغاكه ( 1 ) فروماندگى افتاده لهذا مىخواهد كه به ادعاى منافاتِ توجيه وتأويل با ايمان ، جميع مفسرين ومحققين أهل اسلام را - كه داد تحقيق وتدقيق داده ، در حل غوامض وتوجيه مشكلات گوى مسابقت ربودهاند - مطعون ومعيوب سازد ، وخود را در پرده اصلاح عيوب عمر از عار عجز وجهل بر آرد ، وپيش معتقدين خود عذرى فرانهد ! !
وعلاوة بر اين چون خليفه ثاني هم در جهل از تفسير كتاب الهى سابق الاقدام بوده ، وجهالت ثاني وثالث هم ظاهر ، مخاطب وحيد به تمهيد اين قاعده جديد ، صيانتشان هم از تفضيح وتقبيح [ به ] تقبيح امر مستحسن وصحيح خواسته .
هامش
1 . مغاك : گودال ، جاى پست وگود ، حفره ، چال ، چاله .
مغاك هولناك : چاه عميق وژرف ، خندق . رجوع شود به لغت نامه دهخدا .