تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
ثاني عمر بن الخطاب نيز منقول است كه به گفته يك زن قائل شده وفرموده : ( كلّ الناس أفقه من عمر حتّى المخدّرات في الحجال ) . ( 1 ) انتهى . مقام تأمل است كه در مقابله نواصب به غرض تأييد ملزم شدن جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) - معاذ الله من ذلك - قائل شدن عمر را به گفته زنى وعاجز شدن أو از جواب آن زن واختيار نمودن حق به هدايت أو [ را ] قبول مىكند وخود آن را ذكر مىنمايد وبه حدى معتمدش مىداند كه لايق احتجاج بر نواصب مىگرداند ; وبه مقابله أهل حق چون حميت وتعصب بر أو مستولى مىشود از انكار امر واضح وتكذيب خود هم باكى نمىكند وبه خرافات لا طائل - كه آثار عجز از آن فرو مىبرد - عار عجز را از عمر مسلوب كردن مىخواهد ونمىداند كه بنابر اين تكذيب وتسفيه علماى اعلام سنيه وتكذيب پدر خود بلكه تكذيب نفس خودش لازم مىآيد ! واز اين هم عجيب تر اين است كه در جواب طعن ششم - كه سابق است از اين طعن بلا فاصله - نيز مخاطب تصريح كرده كه : از حال عمر معلوم است كه در مقدمات دين به گفته زنى جاهل قائل مىشد ( 2 ) . وباز در اينجا از قبول خطاى عمر ‹ 723 › وملزم شدن أو به گفته زنى كه معارضه أو درباره مغالات مهر كرد ، انكار وتحاشى شديد دارد ، با وصفى كه أكابر أهل سنت نقل آن
هامش
1 . تحفه اثنا عشريه : 230 . 2 . تحفه اثنا عشريه : 297 - 298 .