مجال ردّ وانكار آن نيافته ، وكالت فضولي آمدى به چه كار مىآيد ؟ !
وأصلا اعتنا را نشايد .
واز عبارت غزالى وماوردى هم ظاهر است كه : ايشان اين قصه را دليل صدور تجسس از عمر مىدانند ، وآن را ناجايز ومحظور اعتقاد مىكنند .
وعلاوة بر اين ، انكار صدور تجسس از عمر ، تكذيب خود عمر است ، چنانچه تكذيب أئمة اعلام خود است ; چه از عبارت “ قوت القلوب “ ظاهر است كه : عمر تصديق ابن مسعود كرده در آنكه ايشان تجسس كردند ، ونيز تصديق شيخى كه نسبت تجسس به أو نموده ‹ 814 › واثبات سه معصيت أو كرده ، فرمود ; ونيز از اين انكار ، تكذيب زيد وابن مسعود وعبد الرحمن - كه حكم به تجسس كردهاند - لازم مىآيد .
وچون عدم جواز تجسس كه از عمر صادر شده دانستى ، وكمال شناعت آن دريافتى ، پس سعى وكاوش آمدى در نفى وجوب استيذان - كه مبناى انكار عدم جواز فعل عمر ، وحمل آن بر انكار منكر كه واجب است - مظهر مزيد عناد وعصبيت ، ودليل نهايت زيغ وانهماك در باطل است ! !
* * *
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 343
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٣٤٣