سوم : آنكه قول أو : ( ويتواضع له ) دلالت دارد بر آنكه اين قصه دلالت مىكند بر آنكه عمر تواضع مىكرد براي حق .
واين معنا هم فرع دلالت اين قصه بر صدور خطا از عمر است .
چهارم : آنكه قول أو : ( وإنه معترف بفضل الواحد عليه ، ولو في أدنى مسألة ) دلالت دارد بر آنكه از اين قصه اعتراف عمر به فضل واحد بر خودش در أدنى مسأله ظاهر است .
وظاهر است كه : ثبوت فضل آن زن در أدنى مسأله ، فرع ثبوت صدور خطا از عمر است تا فضل آن زن در اين مسأله بر عمر متحقق گردد .
پنجم : آنكه نفى اشتراطِ نفىِ تنبيهِ مفضول أفضل را در افضليت ، واستدلال بر آن به قول هدهد براي حضرت سليمان - على نبينا وآله وعليه السلام - وقول حضرت موسى براي حضرت خضر - على نبينا وآله وعليهما السلام - به لحاظ سياق وسباق دلالت دارد بر آنكه آن زن عمر را تنبيه بر حق كرده ، وعمر در منع مغالات خاطى بود .
ششم : آنكه قول أو : ( فعمر لم يستقرّ قوله على خلاف النصّ ) دليل صريح ونصّ واضح است بر آنكه قول عمر بر خلاف نصّ مستقر نشده .
پس ثابت شد كه منع مغالات خلاف نصّ بوده وعمر از آن رجوع كرده ، پس اين عبارت به دو وجه بر ‹ 717 › خطاى عمر در منع مغالات [ دلالت ] دارد .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 64
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٦٤