تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
ودر اين عبارت چنانچه مىبينى به وجوه عديده دلالت است بر آنكه از عمر تحريم مغالات واقع شده ومرتكب خطا در آن گرديده : أول : آنكه قول أو : ( فيقال : إن هذه القصّة . . إلى آخره ) دلالت دارد بر آنكه اين قصه دليل است بر كمال فضل عمر ودين أو وتقواى أو ورجوع أو به سوى حق هرگاه بيان كرده شود براي أو . وظاهر است كه رجوع عمر به حق هرگاه بيان كرده شود براي أو از اين قصه ثابت نمىشود مگر به دلالت آن بر اين معنا كه از عمر در منع مغالات خطا واقع شده ، والا پر ظاهر است كه اگر منع أو از مغالات - چنانچه مزعوم مخاطب وذكر اسلاف نا انصاف أو است - هرگز از اين قصه رجوع عمر به حق - هرگاه بيان كرده شود براي أو - ثابت نمىشود ، وأصلا اين قصه دليل كمال فضل ودين وتقوى - حسب ما زعمه ابن تيمية - نخواهد شد . پس كمال عجب است كه مخاطب واسلاف أو چندان از مؤاخذات روافض ترسيدند وبر خود لرزيدند كه به انكارِ دلالت اين قصه بر صدور خطا از عمر ، انكار رجوع أو به حق ساختند ! وهمّ خود بر ابطال دليل مزعومى ابن تيمية بر كمال فضل ودين وتقواى ثاني گماشتند ! ! دوم : آنكه قول أو : ( إنه يقبل الحقّ حتّى من امرأة ) دلالت دارد بر آنكه اين قصه دليل است بر آنكه عمر قبول حق از زن كرده . وظاهر است كه هرگاه قبول عمر حق را از اين زن ثابت شد ، خطاى أو در منع مغالات متحقق گرديد .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 63 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى