تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
حاصل آنكه : از طاووس روايت است كه : عمر بيرون رفت در شبى براي نگاهبانى مردمى ( 1 ) كه نازل شده بودند در ناحية مدينه تا اينكه گذشت به [ خانه اى ] كه در آنجا مردمان شراب مىنوشيدند ، پس ندا كرد ايشان را : ( أفسقاً ؟ ! أفسقاً ؟ ) يعنى آيا ارتكاب فسق مىكنيد ؟ آيا ارتكاب فسق مىكنيد ؟ بعضي از آنها گفتند : به تحقيق كه نهى كرده است خداى تعالى تو را از اين ، پس عمر بازگشت وترك كرد ايشان را . از اين وقايع عديده وسوانح كثيره واضح وظاهر است كه عمر بن الخطاب مرّة بعد أُولى وكرّة بعد أُخرى مرتكب تجسس عيوب مسلمين مىگرديد ، وبيچاره عوام وآحاد ناس ، تنبيه آن متقمّص قميص خلافت بر شناعت اين جسارت ، بار بار مىكردند ، وحضرتِ أو را ملزم ومفحم مىساختند ، وبه سبب مزيد اضطرار وظهور حق تاب ردّ وانكار كلام اينها نمىيافت ، وسكوت وصموت اختيار مىساخت ، وليكن باز اقدام بر آن مىكرد ، وبا وجود تنبيه وتوقيف ممتنع نمىگرديد ، واين ، دليل تامّ بر كمال بي اعتنايى به كتاب وسنت وانهماك در مخالفت وعصيان وهتك ستر أهل اسلام وتتبع عورات وتجسس معايب وقبائح ايشان است . وقاضى القضات بلاتفحص وتجسس ، در صدور تجسس از عمر شك
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( مردى ) آمده است .