تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
الزام عبد اسود مجال ردّ وقيل وقال نيافت ، وسكوت از ردّ اختيار ساخت ، بلكه به استحسان كلامش پرداخت . ونيز از تصريح صاحب “ مستطرف “ ظاهر شد كه : خليفه ثاني را مثل اين واقعه ، وقايع بسيار است ، انحصار در اين قصه يا يك دو ديگر مثل آن گمان نبايد نمود ، بلكه معتقد صدور وقايع كثيره مثل اين واقعه - كه در آن تجسس ناجايز به عمل آورده ، ومرتكب معصيت الزامش به آن نموده ، وساكت ومفحمش ساخته - بايد بود . وشاه ولى الله نيز - با آن همه تحذلق وتشدّق وتبختر وتكبر - از لزوم شناعت عظيمه ارتكاب منكرات ثلاثة بر خليفه ثاني وظهور فضيحتش وملزم ومفحم شدنش به مقابله بعض عوامِ مرتكبين مناهى ومعاصي ، غفلت يا تغافل نموده ، خود را بر در جهل يا تجاهل زده ، اثبات مدح وثناى خليفه ثاني به اين قصه مىخواهد ، بلكه يك قصه ديگر مثل آن نيز وارد مىسازد ، چنانچه در “ إزالة الخفا “ در مآثر عمر - در ذكر آنكه به نفس خود عسس مىفرمود ، وأو را در أوقات عسس اتفاقات عجيبه رو داده ، بعد ذكر حكايتى از “ احياء العلوم “ - گفته : وفيه - أي في الإحياء - : ‹ 800 › عن عبد الرحمن بن عوف ، قال : حرست مع عمر ليلة بالمدينة ، فبينا نحن نمشي إذ ظهر لنا