تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
وتناقضى كه در كلام سابق . . . ( 1 ) وكلامي كه در مبحث امامت مصرح به اعتراف عمر به خطاى خود وقائل شدن از زن بود ، بر اين معنا محمول مىشد كه به جهت تغليط عوام ، ارتكاب آن فرموده باشد كه هرگاه تخطئه جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ذكر كردن گرفت ، در آنجا تخطئه عمر را هم قبيح ندانست ، وجايى كه صرف ذكر تخطئه عمر وتقرير شيعه آمده ، وثبوت خطا مثبت شناعت عظيم - أعني تحريم ما أحلّه الله - بود ، در آنجا از خطاى عمر انكار ساخته ، وچون كه بين الكلامين فاصله بعيد واقع است ، لهذا در خاطر ناظر معتقد ، اين تناقض كجا محفوظ مىماند ؟ ! ليكن در اين طعن بلافاصله در كلامش تناقض وتهافت پيداست : أولا : از خطاى عمر واعتراف أو به خطا ، انكار صريح ساخته ; وبعد آن كلماتي گفتن گرفت كه مستلزم ثبوت آن است نزد متأملين ، نه عوام بي تأمل ، تا نزد ايشان تناقض هم در كلامش در يكجا ظاهر نشود ، واين هم دانند كه از عمر أولا خطا واقع نشده ، واگر واقع مىشد چه جاى طعن است كه از جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) - معاذ الله - خطا واقع شده . واقرار عمر به خطاى خود ، دليل نفى نفسانيت از جوهر نفس أو نمىتواند شد ; چه بساست كه در بعض أوقات بسيارى از أصحاب نفسانيت ولجاج به جهت آنكه جانب مخالف دليلي مسكت وبرهاني مفحم قائم كند
هامش
1 . در [ الف ] به اندازه يكى دو كلمه سفيد است .