هشتم : آنكه هر قدر كه مخاطب واسلافش تهجين وتوهين وتقبيح وذمّ وعيب اعتراض اين زن مىكنند ، همه آن به أكابر أصحاب كه حاضر خطبه ابن خطاب بودند ، عائد مىشود ; چه ايشان بلا ريب به كلام زن راضى بودند ونكيرى بر آن نكردند .
كابلى در “ صواقع “ گفته :
ولم يراجعها لئلاّ ينكسر قلبها ، ولسكوت من حضر من الصحابة ورأى أنهم راضون بما قالت المرأة . ( 1 ) انتهى .
از اين عبارت ظاهر است كه حاضرين صحابه بر كلام زن سكوت كردند ، وبه قول أو راضى شدند ، از اين سبب عمر ردّ كلام آن زن نكرد ، پس ثابت شد كه كلام زن نزد أصحاب حاضرين خطبه عمر ، پسنديده ودرست وصحيح وقابل قبول بود ، پس مبالغه مخاطب واورنگ آبادي در تهجين وتقبيح اعتراض زن وآن را عين سفاهت وبي عقلي دانستن ، در حقيقت تهجين وتسفيه وتقبيح اين صحابه بلكه خود خلافت مآب است !
وعجب كه خود كابلى هم در ديگر كلمات سابقه ولاحقه ، اثبات بطلان اعتراض زن خواسته ، واز لزوم تهجين وتوهين اين صحابه حاضرين بلكه خود خليفه مسلمين باكى برنداشته ( 2 ) .
هامش
1 . الصواقع ، ورق : 266 .
2 . در [ الف ] ( نبرداشته ) آمده است كه اصلاح شد .