شد [ كه ] به مراتب كثيره أفحش وأشنع از أصل طعن است كه أهل حق اثبات آن خواستهاند ! !
عجب كه مخاطب به سبب معاندت أهل حق چندان مختل الحواس گرديده كه كلام صحيح واحتجاج متين ايشان را قبول نكرده ، در صدد تلميع وتسويل برآمده ، به وجوه عديده عمر را مطعون ومعيوب ساخته تا نوبت به تكفير أو وتكفير خودش ! وتفضيح أعاظم وأكابر علما ومحققين مفسرين رسانيده !
ششم : آنكه ‹ 779 › از اين كلام ظاهر شد كفر عمر به وجه ديگر نيز ; بيانش آنكه : خود عمر به مقابله ارشاد نبوي وامر آن حضرت به اتيان به دوات وقرطاس گفته : ( حسبنا كتاب الله ) ، پس خود عمر مقابل سنت نبويه - كه امر آن حضرت است - قرآن را آورده ، پس بنابر اين كلام مخاطب كه دلالت دارد بر آنكه : آوردن قرآن مقابل سنت ، مستلزم اظهار آن است كه - معاذ الله - جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) قرآن را نمىفهميد ، يا اين مقابله كننده بهتر از آن حضرت مىفهمد ; ثابت وظاهر شد به أبلغ وجوه كه عمر - معاذ الله - چنان گمان مىبرد كه : جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) قرآن را نمىفهميد ، يا أو از آن حضرت بهتر مىفهميد ! پس در ثبوت كفر عمر ريبى وشكى باقي نماند .
هفتم : آنكه اگر عمر اين كلام [ را ] مىگفت ، آن زن را مىرسيد كه بگويد كه : تو چگونه سنت جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را مخالف قرآن گمان مىكنى ،
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 242
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢٤٢