تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
محض جواز واباحه ، ولا تنافي بينهما ; پس زن هرگز قرآن را مقابل سنت نياورده ، بلكه تنبيه بر خطاى ‹ 778 › عمر در احتجاج واستدلال به سنت نبويه نموده ، پس مخاطب مىخواهد كه عمر با وصف ارتكاب خطاى صريح ، بعد تنبيه زن هم متنبه بر خطاى فاحش نمىشد ، واصرار بر عناد وجهل مىورزيد ، وناحق آن زن را مورد لوم وملام ( 1 ) مىكرد ، وبا أو به كذب وبهتان به سنت ، مقابله سنت به قرآن مىكرد . چهارم : آنكه اگر عمر مىگفت كه : ( پيغمبر [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] قرآن را نمىفهميد ، اين زن از أو بهتر مىفهمد ؟ ! ) زيادة تر دانشمندى وتيزى فهم عمر ظاهر مىشد ; چه از كلام بيچاره زن هرگز نسبت عدم فهم قرآن به سرور انس وجان - صلى الله عليه وآله وسلم ما تعاقب الملوان - يا ادعاى فهميدن ( 2 ) خود بهتر از آن حضرت - كه هر دو امر كفر صريح وضلال قبيح است - بنحو من الأنحاء ظاهر نمىشود . آرى ; غرض آن زن اظهار نافهمى خلافت مآب در احتجاج واستدلال به سنت جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) بر حكمي مخالف كتاب بوده كه قرآن شريف دلالت بر جواز مغالات دارد ، و [ در ] سنت آن حضرت أصلا دليلي [ بر ] نفى جواز مغالات نيست ، پس استدلال خلافت مآب مبنى بر نافهمى كتاب و
هامش
1 . در [ الف ] كلمه ( ملام ) درست خوانده نمىشود . 2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( فهميدانا ) آمده است .