تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
اين روايت ثابت شد كه بيچاره حاضرين بطلان حكم مىدانستند ، ليكن ‹ 771 › - به سبب هيبت فظاظت وغلظت ! - ياراى انكار بر أو نيافتند ، مگر آن زن جسارت نمود وتنبيه خلافت مآب فرمود تا كه خلافت مآب اقرار به اصابه آن زن وخطاى خود كردند ، پس بر خلاف عقل ونقل وتصريح اين روايت ، ادعاى دانستن اين حاضرين سفاهت آن زن را در اين سؤال ، محض دروغ بي فروغ وضلال واضلال است . پنجم : آنكه آنفاً دانستى كه از تصريح صريح كابلى ثابت است كه : صحابه حاضرين به كلام زن راضى بودند وچون عمر رضاى ايشان وسكوتشان ديد ، مراجعت زن نكرد ( 1 ) ، پس ثابت شد كه وجه سكوت صحابه رضايشان به كلام زن ، وپسنديدن وصحيح ودرست دانستن آن بود ، پس ادعاى اين معنا كه : نزد ايشان متحقق بود كه سؤال از قبيل سفاهت است نه از باب فقاهت ; از قبيل كذب وسفاهت است نه از باب تأويل وفقاهت . اما حمل التزام عمر سؤال زن را واعتراض أو بر أصحاب بر ترك تعرض آن بر سبيل تسخّر ( 2 ) يا بر أسلوب تضجّر ( 3 ) ; لايق تسخّر است ومورث
هامش
1 . الصواقع ، ورق : 266 . 2 . تسخر : مسخرگى ، تمسخر ، استهزاء ، بذله وسخريه . مراجعه شود به لغت نامه دهخدا . 3 . تضجّر : ناليدن ، بي قرارى كردن ، دلتنگى وبي آرام شدن . مراجعه شود به لغت نامه دهخدا .