وعقل تجويز نمىكند كه وجه ردّ سؤال آن سفيه - با وجود آنكه ظاهر وبين است - بر اين همهها كه عالم بالكتاب ، عارف به أساليب ولغات عربيه بودند ، پوشيده ماند تا آنكه بعد اعتراض حضرت عمر بر آنها - كه از جهت ترك تعرض آنها كرده بود - نيز احدى لب نجنباند ، پس متيقن گشت كه نزد اين همهها متحقق بود كه سؤال از قبيل سفاهت است نه از باب فقاهت ، والتزام اين سؤال كردن واعتراض بر ترك تعرض آن نمودن ، بر سبيل تسخّر يا بر أسلوب تضجّر [ مىباشد ] . ( 1 ) انتهى .
از اين عبارت ظاهر است كه فاضل مذكور روايت “ كشاف “ را معتمد ومعتبر مىداند ، ومضمون آن را بالقطع ثابت ومتحقق مىداند ، واحتجاج واستدلال به آن مىنمايد ، ودلالت آن بر خطاى عمر وصحت كلام زن ، نهايت واضح وظاهر است ، چنانچه سابقاً شنيدى ، وخود اين فاضل هم اعتراض عمر را بر حاضرين - به سبب ترك تعرض آنها - از اين روايت ثابت مىداند .
واين ‹ 770 › كلام عمر كه اين فاضل به تبديل لفظ ( تنكرونه ) به ( تذكرونه ) ذكر كرده ، دلالت صريحه دارد بر آنكه عمر ترك نكير أصحاب خود را بر قول خودش منكر دانسته ، وهذا صريح في أن ما قاله عمر يستحقّ الإنكار ، وأنه منكر باطل لا يصلح الاعتبار ، وإن ترك إنكاره منكر عند أهل الاستبصار .
هامش
1 . [ الف ] 95 / 151 نور على نور ، در ذكر طعن اقاله . ( 12 ) . [ نور الكريمتين : ] .