سابقاً وآنفاً به خوبى دانستى كه جهل أو به كتاب الله وسنت رسول [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] ومجانبت از اشتغال به اجتهاد ، وحرص اشتغال ، وخطايا ، ومباينت با استباط از قرآن ، البتة در كمال مرتبه ظهور واضح است ، وبلاشبهه اين منقبتى است كه مخصوص به اوست ومن شابهه ، لا يستريب في ذلك مرتاب ، ولا يشكّ فيه أحد من أُولى الألباب .
واگر به اصطلاح أهل سنت تأدب با كتاب الهى ، وحرص بر اشتغال مردم به اجتهاد واستنباط از قرآن ، همين است كه آدمي بي تدبر وتأمل ‹ 769 › وتفحص وبحث از آيات كتاب الهى وسنت جناب رسالت پناهى ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به اهواى نفساني وخيالات ظلمانى ، تحريم حلال الهى بكند ، وهرگاه أطفال ونسوان أو را بر خطايش آگاه كنند ، متنبه شود واقرار به خطاى خود نمايد ; پس ما را انكارى نيست كه عمر را به اين معنا تأدب با كتاب الهى وحرص به اشتغال مردم به اجتهاد واستنباط از قرآن حاصل بود !
واين منقبتى است كه مخصوص به اوست !
[ البتة ] قبول تخصيص اين منقبت به عمر به پاس خاطر أهل سنت است ! والا در واقع أول وثالث نيز به اين منقبت موصوف بودند .
وعجب است كه چگونه مخاطب به ادعاى مخصوصيت تأدب با كتاب الله وحرص بر اشتغال مردم به اجتهاد واستنباط از قرآن به عمر ، دگر أئمة ومقتدايان ، مثل أول وثالث را ، از اين منقبت عارى ، وطعن ترك تأدب كتاب الهى وعدم حرص بر اشتغال مردم به اجتهاد واستنباط از قرآن در همه شان
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 216
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢١٦