مخالفت ومعاندت جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) كرده كه آن جناب بر تفسير قرآن شريف به رأى ، وعيد به نار مىفرمايد ، وآن را در صورت اصابه صاحبش عين خطا ، ودر صورت خطا عين كفر مىفرمايد ، وعمر - مراغمةً بجنابه ( 1 ) - تفسير كلام الهى را به رأى ، با وصف بطلان آن ، ردّ نمىكند وسكوت بر آن مىنمايد ، بلكه بر آن هم اكتفا نكرده ، تحسين وآفرين بر آن مىنمايد ، وزنى را كه بر اين عظيمه جسارت كرده وديگر مردم را ، تحريض وترغيب به معاودت مثل آن مىكند .
وشيخ عبد الحق در “ مدارج النبوة “ گفته :
ونيز از رعايت حقوق كتاب الله ترك تكلم در آن وتفسير آن از پيش نفس خود بي سند ونقل از سلف وموافقت شرع شريف [ مىباشد ] چنانچه بعضي از جاهلان بوالفضول اين روزگار كنند ، وآن را تفسير قرآن نام كنند ، وندانند كه : « من فسّر القرآن برأيه فقد كفر » ، نعوذ بالله من ذلك . انتهى ( 2 ) .
از اين عبارت ظاهر است كه تكلم در قرآن شريف از پيش نفس خود بي سند وبي نقل از سلف وموافقت شرع ، مذموم وقبيح ، وفعل جاهلان بوالفضول است ، وهر كه تفسير قرآن شريف به رأى كند ، أو كافر است ، پس عمر هم به سبب سكوت بر اين شنيعه ، بلكه تحسين وتصويب آن مطعون وملوم ، بلكه كافر ومرجوم گرديد .
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا دو كلمه : ( از ردّ ) افزوده شده است .
2 . [ الف ] وصل در وجوب مناصحت وى صلى الله عليه [ وآله ] وسلم 349 / 536 جلد أول . [ مدارج النبوة 1 / 359 ] .