بالجملة ; ظاهر است كه رعايت عدم دل شكستگى كسى ورغبت أو به استنباط معاني از كلام الله ( 1 ) ، موجب بلكه مجوز آن نيست كه سكوت بر احتجاجات باطله واستدلالات فاسده واخفاى توجيهات حقه وستر وكتمان تفسيرات صادقه توان نمود ، حال آنكه بر كتمان حق ، چهها تهديدات كه وارد نشده ، وبراي اظهار حق چه تأكيدات كه ثابت نشده .
عجب كه بر تقيه كه موافق عقل ونقل است ، ودلائل قاطعه وبراهين ساطعه و ‹ 764 › تصريحات أكابر علما بر آن دلالت دارد ، آن همه سخريه وفسوس وطعن وتشنيع آغاز نهند ، وهرگاه نفس ايشان بخواهد به أدنى غرض باطل ووهم فاسد ، تجويز سكوت بر باطل وكتمان حق نمايند !
ودر حقيقت سكوت از احقاق حق وابطال باطل به خيال شكستگى كسى نمودن ، عهد خدا را شكستن وقلوب أهل ايمان خستن است .
آنفاً از عبارت “ صبح صادق “ دريافتى كه سكوت از اظهار حق به سبب تعظيم أهل اجتهاد هم فسق است ( 2 ) ، پس هرگاه سكوت از اظهار حق وعدم ردّ قول صادر از اجتهاد - كه به هر صورت موجب اجر است ! - به سبب تعظيم ورعايت عدم دل شكستگى أكابر علما وصحابه وأهل اجتهاد جايز نباشد ، بلكه فسق وفجور باشد ، وارتكاب آن از مجتهد متصور نشود ، پس
هامش
1 . در [ الف ] به اندازه يك كلمه سفيد است .
2 . حيث قال : والتعظيم بترك الحقّ فسق ، فلا يتأتى به المجتهد . كما مرّ في أوائل هذا الطعن .