أول : آنكه كسى كه از آيات إلهية يا أحاديث نبويه ، استدلالي بر مطلبي باطل خلاف شرع برپا كند ، واجب ولازم است كه تنبيه بر غلط أو در استدلالش نمايند تا در ضلال وتضليل نيفتد ; واگر عمداً ترك تنبيه أو كردهايد ، موجب عذاب وعقاب الهى است ، محل تعجب است كه مخاطب در پى تأويل افعال خلفاى خود از شرع يك سر دست بردار شده ، امر مذموم وقبيح را مستحسن وممدوح وامىنمايد ! بنابر كلامش لازم مىآيد كه اگر كسى بر جواز زنا ولواطه وشرب خمر وترك صلات وديگر محرمات ، استدلالي غلط از أحاديث وآيات نمايد ، عدم تغليطش منقبت عظيم وكمال تأدب به كلام الهى ونهايت حرص بر اشتغال مردم به اجتهاد واستنباط باشد !
سبحان الله ! اگر منقبت همين است ، پس لعنت بر اين منقبت ، واگر خلفاى ثلاثة به همچنين مناقب متصف بودند ، پس ما هم انكار نداريم ، چشم ما روشن !
عجب آن است كه مخاطب چنان غافل شده كه امر حرام را حلال ومنقبت عظيم گردانيده ، جرأتي عظيم در شرع الهى نموده ، به اقتفاى عمر رفته .
بلكه بر حرمت ومذموميت تحسين باطل واغرا به آن ، اجماع واقع شده است ، پس كسى كه به حلّيت بلكه به استحسان آن قائل باشد ، كفر وخروج أو از اسلام ظاهر است .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 200
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢٠٠