پس نسبت تعمق بسيار ، ناشى ‹ 763 › از تعمق بسيار وتعصب ناهنجار است ; مخاطب مكرراً ومؤكداً ، سابقاً وآنفاً اطلاع را بر قصد واراده ممتنع ومحال دانسته ، به علت آنكه از أحوال قلب است ، واطلاع بر أحوال قلب ، غير حق تعالى را حاصل نمىتواند شد ، پس حيرت است كه أو را اينجا از كجا علم به حال قلب اين زن به هم رسيد ! چه تعمق هم از افعال قلب است ; با آنكه هيچ قرينه هم در اينجا دلالت بر تعمق آن زن ندارد ، بلكه ظاهر آن است كه بلاتعمق وتفكر آن زن را اين آية به خاطر رسيد .
وكابلى هم وديگر اسلاف سنيه - با وصف آن همه تعمق در اختراع توجيهات وتأويلات ، وارتكاب مكابرات وخزعبلات - ادعاى أصل تعمق آن زن نكردهاند ، چه جاى تعمق بسيار به أو نسبت داده باشند .
ووصف شاه صاحب آن زن را به جهل ، اگر چه حسب ظاهر سهل است ، ليكن مشكل آن است كه اين وصف مثبت مزيد تفضيح خليفه ثاني است ، چه بنابر اين ثابت خواهد شد كه خلافت مآب چندان منهمك در جهل بودند كه زن جاهله هم از ايشان داناتر بوده !
اما آنچه گفته : اگر استنباط أو را به توجيهات حقّه باطل كنيم ، دل شكسته مىشود ، وباز رغبت به استنباط معاني از كتاب الله نمىنمايد . . . إلى آخر .
پس اين كلام حيرت انضمام كه قابل استعجاب واستغراب أولى الافهام است مخدوش است به چند وجه :
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص١٩٩