تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
مىفرمود ، وحال آنكه أصلا اين معنا از كلام عمر كه در طعن منقول است ظاهر نمىشود ، وادعاى ظهور آن از اين كلام كذب محض وبهتان صرف است ، وتمام كلام ‹ 752 › عمر كه در طعن نقل كرده اين است كه : اگر گران بستن مهر خوبى مىداشت ، أولى به اين بزرگى وخوبى جناب پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) مىبود ، حال آنكه جناب پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را ديدم كه زيادة بر پانصد درهم ، مهر أزواج وبنات خود نبسته ، پس بايد كه شما در مغالات صدُقات - يعنى گران بستن مهرها - مبالغه نكنيد ، واتباع سنت پيغمبر خود ( صلى الله عليه وآله وسلم ) لازم گيريد ، واگر مِن بعد كسى مهر را گران خواهد بست - بنابر سياست - قدر مغالات را در بيت المال ضبط خواهم كرد . انتهى . ودر اين كلمات هيچ كلمه نيست كه اشعارى به تعليل منع به وخامت عاقبتِ گران بستن مهر داشته باشد ، آرى از اين كلام نفى خوبى مغالات البتة ظاهر است ( 1 ) ونفى خوبى عام است از اينكه وخيم العاقبة باشد يا نه ، ولا دلالة للعامّ على الخاصّ . پس دلالت اين كلام بر وخامت عاقبت مغالات ، وباز تعليل منع به آن ، هيچ وجه ظاهر نمىشود ، آرى ذكر عمر ايراث مغالات . . . ( 2 ) را در روايت ابن ماجة ونسائي مذكور است ، ليكن دانستى كه كابلى روايت ايشان را كه
هامش
1 . از قسمت : ( لازم گيريد واگر مِن بعد كسى . . . ) تا اينجا در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است . 2 . در [ الف ] به اندازه يكى دو كلمه سفيد است .