مترتب مىشد ، بر اين هم مترتب خواهد شد ، وهمچنين ديگر فتن عظيمه وهمچنين تفويت ( 1 ) جهاد وديگر اخراجات حقانى ‹ 742 › پس مىبايست كه از اين قدر مهر هم منع مىكرد .
پنجم : آنكه گاه است كه بر أكثر انفاقات مسنونه ، ومصارف مستحبه ، واخراجات راجحه ، وايثارات فاضله - مثل اعطاى صلحاى مؤمنين وضيافت شان ، وإنكاح أيامي ، وأداء ديون غارمين ، وحجّ مسنون ، وجهاد غير واجب وأمثال آن - بعض مفاسد مترتب مىتواند شد ; چه هرگاه كسى مشغول به ديون لازمه وديگر واجبات متوقفه بر صرف مال ( 2 ) باشد ، ومال خود را كلا وطُرّاً در اين مصارف صرف نمايد ، وحقوق واجبه را ادا نكند ، بلاشبهه مفاسد بر آن لازم خواهد آمد ، پس بنابر اين لازم آيد كه نهى ومنع از جميع اين انفاقات ومصارف مسنونه - كه حثّ وترغيب بر آن در اخبار وآثار زيادة از احصا است - جايز وراجح وعين نُصح مؤمنين ورعايت حق مسلمين باشد !
ششم : آنكه عجب آن است كه عمر غيران ( 3 ) را به منع مغالات نصيحت مىكرد ، وآن را موجب اين مفاسد عظيمه ، وشنايع فخيمه ، وقبائح وخيمه ،
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( تقويت ) آمده است .
2 . قسمت : ( متوقفه بر صرف مال ) در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .
3 . يعنى : ديگران .