سوم : آنكه ظاهر است كه هر مغالات مؤدى به اين مفاسد نمىشود ، وبسا است كه آدمي مغالات مهر مىنمايد واسراف واتلاف حقوق وتقاتل وتحاسد وفتن عظيمه وتفويت ( 1 ) جهاد واخراجات حقانى لازم نمىآيد به اين سبب كه أو مال وافر داشته باشد ، يا آنكه از پانصد درم ، دو چهار درهم زايد كند كه ظاهر است كه از صرف دو چهار درهم أصلا مفاسد مذكوره لازم نمىآيد ، وغير اين صور بسيار است كه در آن با وصف مغالات مهور ، مفاسد مذكور مترتب نمىشود ، پس عمر را مىبايست كه على الاطلاق از مغالات مهور منع نمىكرد ، بلكه از مغالاتى كه مؤدى به مفاسد مذكوره باشد منع مىساخت .
واز كلام كابلى كه بعد از اين منقول شود نيز واضح است كه لزوم مفاسد بر مغالات در بعض أوقات است ( 2 ) .
چهارم : آنكه گاه است كه دادن پانصد درهم در مهر مؤدى به مفاسد مذكوره مىگردد ، چه كسى كه مال قليل داشته باشد ، مثلا صرف پانصد درهم نزد أو باشد ، اگر آن همه را در مهر داد ، پس اگر حقوق مردم داشته است ، اتلاف آن لازم خواهد آمد ، وبه هر وجهي كه تقاتل وتحاسد در مغالات
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( تقويت ) آمده است .
2 . الصواقع ، ورق : 265 - 266 .