تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
وعلاوة بر اين ، بطلان اين تأويلات وتوجيهات ركيكه از كلام خود عمر به كمال وضوح وظهور روشن وعيان است ، چه به تصريحات وتنصيصات روايات سابقه دريافتى كه عمر بعد شنيدن اين آية از زن ، آن را دليل جواز مغالات دانسته ، رجوع از حكم خود كرده ، اعتراف به خطاى خود واصابه آن زن نموده ، ومردم را اختيار در أحوال خود داده ، وأصحاب خود را به سبب عدم نكير بر خطايش معاتب ساخته ; پس اگر چه رازي وكابلى واورنگ آبادي براي تصحيح نهى عمر از مغالات وابطال دلالت آية كريمه بر جواز مغالات ، سعى وافر به تقديم رسانيده ، به زعم خود حمايت عمر به أبلغ وجوه نموده‌اند ، وليكن چون ثابت است كه عمر هم نهى خود را باطل دانسته ، واين آية را دليل جواز مغالات مهور فهميده ، لهذا اين همه تأويلات وتوجيهات بر سر ايشان وبال گرديده كه بنابر اين لازم مىآيد كه عمر در اعتقاد بطلان نهى از مغالات واعتقاد ‹ 741 › دلالت اين آية بر جواز مغالات بر باطل باشد ، از دقائقى كه ايشان ذكر كرده ، جاهل ; پس مقصود أهل حق در اين صورت هم حاصل ، وخرافات أهل باطل محض لا طائل ، ولله الحمد الكامل .