وكان يقول : « واعجباه ! أ تكون الخلافة بالصحابة ، ولا تكون بالقرابة والصحابة ؟ ! » .
« وإني أحتجّ عليكم به مثل ما احتججتم به على الأنصار » ( 1 ) .
اما آنچه گفته : و نيز مخالفت رسول ( صلى الله عليه وآله ) كه ‹ 17 › آن جناب ابوبكر را در نماز پنج وقتى از روز چهارشنبه تا روز دوشنبه خليفه خود ساخته بود ، و نماز جمعه و خطبه نيز . . . الى آخر .
پس مردود است به اينكه : رواياتِ تعيين نمودنِ رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ابوبكر را براى امامت صلات ، از موضوعاتِ اهل سنت است ; و وقوع اختلاف و اضطراب در آن روايت ، صريح دلالت مىكند بر وضع آن ; و به نزد آن هر دو امام همام ( عليهما السلام ) ثابت و متحقق بود كه حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ابوبكر را خليفه نساخته ، و نه او را لايق خلافت جد خود مىدانستند .
بلكه ايشان را معلوم بود كه عايشه در حال اشتداد مرضِ حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ( 2 ) امر كرد كه ابوبكر امامت صلات نمايد ، و حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را چون افاقه حاصل شد و به هوش باز آمد ، يك دست بر
هامش
1 . نبراس الضياء و تسواء السواء : 10 - 11 .
2 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( را ) آمده است .