رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم بود ، و جناب امير ( عليه السلام ) مباشر آن جناب بود ، پس هرگاه حضرت فاطمه ( عليها السلام ) وفات يافت و جناب امير ( عليه السلام ) بيعت ابى بكر ننمود ، برگشتند مردم از اين احترامِ جناب على بن ابى طالب ( عليه السلام ) ، تا كه داخل شود آن جناب در آنچه داخل شدند در آن مردم ، و تفريق جماعتشان ننمايد . انتهى محصل الترجمة .
و مع هذا هيچ يك از ائمه معصومين ( عليهم السلام ) ‹ 16 › در اظهار و اعلان مرتبه و درجه خودشان ( 1 ) تقيه نكردهاند ، آرى به سبب فقدان اعوان و انصار ، از طلب و انتزاع حق خودشان ( 2 ) از دست غاصبان خلافت باز ماندهاند .
و اكثر آن است كه آنچه در مسائل فقهيه بر طريق تقيه فتوى فرمودهاند ، بعضى از آنها بنابر تعليم شيعيان بوده كه ايشان در وقت خوف و ضرر بر طبق آن به عمل آرند ، و راه حق صريح و دين حنيف را بر ايشان از پيش تر واضح فرموده بودند ، و بعضى از جهت آنكه سائل از مخالفين بود ، و بر مذهب اعوج خود لجاج تمام داشت ، و هدايت يافتن او مرجو و مترقب نبود .
چنانچه سيد الحكماء و سند العلماء مير محمد باقر داماد ( رحمه الله ) در رساله “ نبراس الضياء “ گفته :
إن ائمتنا الطاهرين - صلوات الله عليهم اجمعين - لم يتّقوا أحدا في إظهار مرتبتهم ، والإعلان بدرجتهم ; وكان تثبطهم عن طلب
هامش
1 . در [ الف ] ( خودها ) بود كه اصلاح شد .
2 . در [ الف ] ( خودها ) بود كه اصلاح شد .