تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
حرام زاده [ اى ] مثل ابن عاص مىنمودند ، و گاهى مطيع و منقاد ابوعبيده جراح - كه گوركن بود - بودند چنانچه دانستى ، اگر احياناً به امارت طائفه [ اى ] سرفراز گشتند ، به نوعى منكوب و مخذول بر گشته‌اند كه سبب اندوه حضرت مقدس نبوى [ ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ] ، و فضيحت ايشان شد چنانچه در غزوه خيبر و ذات ‹ 91 › السلاسل واقع شد ، پس چگونه به مجرد وفات آن سرور ( صلى الله عليه وآله ) افضل جميع صحابه و احق به امامت كبرى و امارت عظمى گشتند ؟ ! اما آنچه گفته : بلال را فرمود : اگر من نيايم ابوبكر را بگو كه با مردم نماز بگزارد ، چنانچه وقت عصر همين قسم واقع شد . پس روايت بخارى كه متضمن اين قصه است ، دلالت صريحه دارد بر آنكه امامت ابى بكر در اين نماز به اجازه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) واقع نشده ، بلكه از آن واضح است كه چون جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) تشريف نياورد و وقت نماز حاضر شد ، بلال از طرف خود به ابوبكر گفت : كه آيا امامت مردم خواهى كرد ؟ ابوبكر در جواب گفت : آرى امامت مىكنم اگر تو بخواهى ، و اين است عبارت “ صحيح بخارى “ : عن سهل بن سعد : إن أُناسا من بني عمرو بن عوف كان بينهم شيء ، فخرج إليهم النبيّ [ ( صلى الله عليه وآله ) ] في أُناس من أصحابه ، يصلح بينهم فحضرت الصلاة و لم يأت النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم فأذّن بلال بالصلاة ، و لم يأت النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم فجاء إلى
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 325 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى