تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
آنكه آخرالامر جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) جناب امير ( عليه السلام ) را براى كفايت اين مهم فرستاد ، و شيخين را تابع و محكوم آن حضرت ( عليه السلام ) ساخت ; و آن جناب به تدبير صائب و رأى ثاقب و همت عالى و عزيمت سامى ، فتح اين مهم فرمود ( 1 ) ، چنانچه در “ حبيب السير “ بعد از آنچه مخاطب نقل كرده ، مذكور است كه : ابوبكر چون بدان جا رسيد ، يك بار كفار از اطراف و جوانب حمله آوردند ، سپاه اسلام انهزام يافتند ، آنگاه حضرت رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) رايتى ديگر بسته به اميرالمؤمنين عمر بن خطاب ارزانى داشت ، و آن جناب را با طائفه مسلمانان جهت تدارك آن مهم ارسال فرمود ، و فاروق اعظم نيز به طريق صديق اكبر ، منهزم باز آمد ، عمروعاص متكفل سرانجام آن امر گشت ، او نيز بى آنكه مهمى پيش بَرَد به مدينه باز گرديد ; بعد از آن ، حضرت مقدس نبوى صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم جهت جناب ولايت مآب مرتضوى لوايى عقد فرمود ، آن جناب را سردار طائفه [ اى ] از سپاه ظفرپناه فرمود ، و فرمان داد كه شيخين و عمرو نيز با آن لشكر در آن سفر موافقت ( 2 ) نمايند ، و از استصواب شاه كرامت پناه تجاوز جايز ندارند ، و آن حضرت تا مسجد احزاب اميرالمؤمنين على ( عليه السلام ) را مشايعت فرمود ، و در شأن آن جناب
دعاهايى كه بر لب نارسيده * نويد ( فاستجبناها ) شنيده
بر زبان وحى بيان گذرانيده ، به جانب وادى الرمل گسيل نموده ، و على
هامش
1 . مراجعه شود به معارج النبوة 4 / 242 . 2 . در مصدر : ( مرافقت ) .