تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
ثم سرية أبي بكر . . . إلى بني كلاب ، ويقال : فزارة بناحية ضربة في شعبان ، فسبى منهم جماعة و قتل آخرين ( 1 ) . پس بنابر اين امارت ابى بكر به اين تطاول زمان و امتداد دوران فقط در يك سريه ثابت ‹ 89 › باشد ، مگر چون كه به اعتقاد مخاطب و پيشوايانش - معاذالله - پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) به ابوبكر محتاج بود ، و بدون حضور او هيچ كارى از امور دينيه سرانجام نمىشد ، و كارهاى عمده ابتر مىگرديد ، امارت ابى بكر در اين يك سريه هم كذب محض و دروغ صرف باشد ! اما آنچه گفته : در “ معارج “ و “ حبيب السير “ مذكور است كه : بعد از غزوه تبوك ، اعرابى در [ حضور ] جناب پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) آمده ، عرض نمود كه : قومى از اعراب در وادى الرمل مجتمع گشته ، داعيه شبيخون دارند ، جناب پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) نشان خود را به ابوبكر صديق داده ، او را امير لشكر ساخته بر آن جماعت فرستادند . پس استدلال به اين قصه بر فضيلت ابوبكر از قبيل استدلال به آيه : ( لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ ) ( 2 ) بر عدم وجوب صلات است ; زيرا كه بعد [ از ] اين كلام كه مخاطب نقل كرده ، در “ معارج “ و “ حبيب السير “ آنچه مذكور است ، صريح است در انهزام ابى بكر و همچنين انهزام عمر ، و دلالت واضحه دارد بر آنكه از شيخين جز انهزام ، كارى لايق تحسين در اين سريه واقع نشده ، تا
هامش
1 . العقد الثمين 1 / 257 ( چاپ مؤسسة الرسالة ) . 2 . النساء ( 4 ) : 43 .