تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
و مع هذا اگر ابوبكر با جيش اسامه - و گو بعدِ تأخير - مىرفت ، كلام قاضى القضات گنجايش ذكر مىداشت ، و ليكن چون او از اصل رفتن تقاعد نمود ، مخالفت او با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ثابت گرديد ، و كلام در فوريت و عدم فوريت امر بى فايده شد . اما آنچه گفته : آمديم بر جمله : « لعن الله من تخلّف عنها » ، پس در كتب اهل سنت موجود نيست تا محتاج جواب او شوند . پس جوابش گذشت . اما آنچه گفته : لفظ ( مَن ) عام است نزد شيعه - كما صرّحوا به في كتب الاصول - پس در اين صورت حضرت امير ( عليه السلام ) و ديگر مسلمين در اين . . . الى آخر . پس عموم لفظ ( مَن ) مستلزم صدق وعيد مستفاد از جمله مذكوره بر حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) و ديگر مسلمين كه داخل در جيش اسامه نبودند ، نمىتواند شد ; زيرا كه اگر كسى گويد : « مَن دخل في داري من بني هاشم فأكرمه » و شخصى از بنى اميه داخل خانه آن كس شود ، با وجود عموم لفظ ( مَن ) مستحق اكرام نخواهد شد ، و اين قضيه نيز چنين است ; زيرا كه وعيد بر تخلّف متصور نمىشود مگر بر كسانى كه مأمور بودند به اطاعت اسامه ، پس حاصل معناى اين جمله آن باشد كه : هر كه از جمله كسانى كه مأمور به اطاعت اسامه بودند ، از جيش اسامه تخلف نمايد ، آن كس ملعون است ، ابوبكر باشد يا عمر يا عثمان يا غير ايشان .