پس مردود است به دو وجه :
اول : آنكه ناظر را از اين كلام او چنان گمان مىشود كه ناقلان قصه اسامه ، حديث مأمور فرمودن رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ابوبكر را به امامت صلات ، در ضمن آن قصه نقل كردهاند ; و حال آنكه اين معنا خلاف واقع است ، چنانچه از عبارت “ روضة الاحباب “ معلوم شد ( 1 ) ، بلكه قصه اسامه را روات آن جداگانه نقل كردهاند ، و حديث امامت صلات ابوبكر را جدا .
دوم : آنكه از اين كلام مفهوم مىشود كه : از شب پنج شنبه كه در آن شب به اعتقاد او پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) ابوبكر را خليفه نماز فرمود ، بيست و نهم صفر بود ، و آن حضرت تا روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول زنده بود ، و از بيست و نهم صفر تا دوازدهم ربيع الاول سيزده روز مىشود ; و حال آنكه در “ روضة الاحباب “ مذكور است :
و چون وقت نماز در رسيدى ، بلال آن حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم را اعلام نمودى ، تا بيرون آمدى و نماز با مردم بگذاردى ، و در آخر مرض سه روز نتوانست آمد ، و روايتى آنكه : هفده نماز به جماعت بيرون حاضر نتوان شد ( 2 ) .
نيز در “ روضة الاحباب “ در حديث صلات ، تعيين روز مذكور نيست ( 3 ) .
هامش
1 . مراجعه شود به روضة الاحباب ، ورق : 165 - 166 .
2 . روضة الاحباب ، ورق : 170 - 171 .
3 . در [ الف ] اشتباهاً به جاى ( نيست ) ، ( اينست ) آمده است .