تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
بسيار گريستند و صداى نوحه و گريه از [ زنان و ] ( 1 ) فرزندان آن حضرت ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بلند شد . ( 2 ) انتهى . اما آنچه گفته : اين است آنچه در “ روضة الصفا “ و “ روضة الاحباب “ و “ حبيب السير “ و ديگر تواريخ معتبره شيعه و سنى موجود است . پس كذب محض و بهتان صرف است ، و هرگز در كتابى از كتب تواريخ شيعه خليفه نمودن جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) ابوبكر را براى امامت صلات كه مخاطب در اين قصه ذكر كرده مذكور نيست . كمال عجب است كه مخاطب با اين همه لاف و گزاف ، چنين افترائات صريحه و اكاذيب فضيحه ذكر مىكند ، و استحيايى از فضيحت نمىنمايد ، و حسابى از مؤاخذه برنمىدارد ، و باز از كمال وقاحت به علماى كرام - به مقتضاى : المرء يقيس على نفسه ، - در دعاوى حقه نسبت كذب و افترا مىنمايد ! اما آنچه گفته : اما ( 3 ) از اسامه ‹ 60 › درخواست كه عمر بن الخطاب را پروانگى دهد تا به نزد وى بماند ، و در محافظت مدينه و كنكاش و مشورت شريك وى باشد .
هامش
1 . زياده از مصدر . 2 . [ الف ] فصل چهارم از باب اول در بيان وصيت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) . [ جلاء العيون : 61 ] 3 . در [ الف ] اشتباهاً : ( فامّا ) آمده است .