تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
و گويند : اين امر در روز شنبه دهم ماه ربيع الاول بود ، و مسلمانان كه با اسامه خواستند رفت ، مىآمدند و حضرت را وداع مىكردند و به لشكرگاه مىرفتند ، رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) در ثقل مرض بود و مىفرمود : « جيش اسامه [ را ] روان كنيد » . و روز يكشنبه بسيار گران شد ، اسامه از لشكر خويش به عزم وداع آن حضرت آمد و سر را پيش برد ، و سر و دست آن حضرت تقبيل مىنمود . و مرض پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) در آن ساعت چنان ثقيل بود كه مجال سخن كردن نداشت ، دستهاى مبارك به جانب آسمان بر مىآورد و بر اسامه مىكشيد . اسامه مىگويد : دانستم كه مرا دعا مىكند ; آنگاه بيرون رفت ، و شب در لشكرگاه بود ، و صباح روز دوشنبه باز آمد ، آن حضرت را افاقه حاصل شده بود ، اسامه را وداع نمود : و گفت : « اغز على بركة الله » . و چون وى به جرف ( 1 ) آمد ، مردم را امر فرمود به كوچ ، مىخواست تا سوار شود كه مادر وى اُمّ أيمن كسى نزد وى فرستاد كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) در حال نزع است . اسامه بازگشت ، و اكابر صحابه كه بيرون رفته بودند - بنا بر اين خبر - ايشان نيز مراجعه كردند ، بريدة بن الحصيب لوا را آورده بر در حجره آن سرور زد ( 2 ) . و هرگاه كه اين را دانستى ، پس بدان كه مخاطب طعن نمودن بعضى از
هامش
1 . در مصدر : ( جراف ) . 2 . [ الف ] در ذكر وقايع سال يازدهم . [ ب ] مطبوعة مصر 8 / 107 . [ روضة الاحباب ، ورق : 165 - 166 ] .