عبارت “ روضة الاحباب “ را - كه از جمله كتب معتبره اهل سنت است ، و مخاطب نيز آن را معتمد مىپندارد ، و در اين قول هم حواله به آن كرده - نقل نماييم تا بر ناظران اين اوراق تصرف او ثابت و متحقق گردد ، پس بدان كه در كتاب مذكور ، در وقايع سال يازدهم مذكور است :
در روز دوشنبه ، بيست و ششم ماه صفر ، سنه مذكوره ، حضرت امر فرمود مردم را كه ساختگى لشكر كنند جهت حرب روم ، در روز ديگر اسامة بن زيد بن حارثه را طلبيد و فرمود :
تو را امير اين لشكر مىگردانم ، برو تا به نواحى اُبْنى ( 1 ) به مقتل پدر خويش ، و بر سر ايشان تاختن آورده ، متاع و ديار ايشان بسوز ، و [ زود ] ( 2 ) برو تا پيش از وصول خبر بديشان رسى ، و اگر خداوند تعالى تو را بر ايشان ظفر دهد ، بايد كه اندك وقتى در آنجا درنگ كنى ، و راهبران با خود ببر ، و جواسيس و طلايع از پيش بفرست .
و در روز چهارشنبه ، بيست و هشتم ماه مذكور ، آن حضرت را مرض طارى شد ، و روز ديگر با وجود مرض به دست مبارك خود لوائى براى وى عقد فرمود ، و گفت : « اغز باسم الله وفي سبيل الله ، وقاتل من كفر بالله » .
پس اسامه لوا را گرفت و بيرون رفت و به بريدة بن الحصيب ( 3 ) داد تا در
هامش
1 . قبلا - از معجم البلدان 1 / 79 - گذشت كه : ابنى نام موضعى است در سرحد شام كه زيد بن حارثه در آنجا شهيد شده بود .
2 . زياده از مصدر .
3 . در [ الف ] اشتباهاً : ( الخضيب ) آمده است ، ولى نام پدر بريده ، الحصيب غاست ; چنان كه در روضة الاحباب و در همين طعن مكرر آمده ، و بعضى هم الخصيب ذكر كردهاند . مراجعه شود به معجم رجال الحديث 4 / 202 .