طعن را در پله ديگر ، و باهم بايد سنجيد ، و بعد از آن جواب بايد طلبيد .
ششم : آنكه نزد شيعه ، امر پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم براى وجوب متعين نيست كما نصّ عليه المرتضى في الدرر والغرر ; پس اگر امر صريح بالخصوص به ابوبكر ثابت هم شود - در باب همراه رفتن اسامه - و ابوبكر نرود هيچ خللى نمىآيد ; زيرا كه اين امر شايد براى ندب باشد ، و ترك امر ندبى معصيت نيست .
آمديم بر جمله : « لعن الله من تخلف عنها » ، پس در كتب اهل سنت موجود نيست ، تا محتاج جواب او شوند .
و اگر بالفرض موجود هم باشد لفظ ( مَن ) عام است نزد شيعه كما صرّحوا به في كتب الاصول ، پس در اين صورت حضرت امير ( عليه السلام ) و ديگر همه مسلمين [ هم ] ( 1 ) در اين وعيد شريك باشند ، آنچه از طرف همه جواب خواهد بود ، از طرف ابوبكر هم جواب خواهد بود .
و اگر گويند : وعيد ‹ 51 › خاص است به متعينانِ اسامه .
پس گوييم : « جهزوا جيش أُسامة » خطاب به متعينان نمىتواند شد ، چه تجهيز و سامان كردن لشكر اسامه [ بعينه ، لشكر اسامه ] ( 2 ) را فرمودن ، كلام بى معنا است ، پس خطاب عام است به جميع مسلمين ، و جمله « لعن الله » نيز با همين كلام مذكور است ، پس تخصيص به متعينان ندارد .
هامش
1 . زياده از مصدر .
2 . زياده از مصدر .